
یک ناب دیگرازبیژن بزرگ..آرتور رمبو
![[arthur_rimbaud1s.jpg]](http://bp1.blogger.com/_9rMpvSYUwLw/RfKFNyGyJ9I/AAAAAAAAAXI/hLutDb5pblU/s1600/arthur_rimbaud1s.jpg)
فرازها
*
کوچک که شود دنیا ، تا به تَک بیشه یی سیاه برای چارچشم ششدرِ ما، - تا به ساحلی برای دو کودک با وفا ،-تا به خانه یی خُنیایی برای همدردیِ روشن ما ،-شما را ، من ، خواهم یافت .
*
این جا مباد مگر پیرمرد تنهایی ، آرامی و زیبایی ، در قلبِ «تجمل بی نظیرِ» - و من به پای شما می افتم .
*
بادا که به خاطره های شما ،همه ، زندگی دهم ،- که زنی باشم همه کَت بندِ شما ، - من شما را خفه خواهم کرد .
*
ما که سخت پُر زوریم ، که عقب می کشد؟ و سخت شاد، - که روده بُرمی شود از مسخرگی ؟ما که سخت بد جنسیم ، - با ما چه کنند ؟
برقصید ، بخندید، به خود برسید 0- من کجا می توانم از پنجره عشق را دور بیندازم .
*
رفیقه ی من ، فقیره ، بچه ی دیو خو !چه تو را یکسانند ،این زنانِ تیره روز و این همه تدبیر ،و حیرانی من . به ما بپیوند با همان صدای محال ، صدایت ! تنها امیدِ این نومیدیِ پست .
*
صبحی گرفته در مرداد . طعمی از خاکستر در هوا پرپر می زند ؛- بویی از چوبهای خُویریز در اجاق ،- گلهای خیسیده ،-ویرانیِ گلگشت ها ،-ریزِ بار ترعه ها میانِ مزرعه ها ،-راستی چرا نه بازیچه های و بخور؟
*
بند ها کشیده ام همه از مناره تا به مناره ؛گُلرشته ها همه از پنجره تا به پنجره ؛ زنجیره های زر همه از ستاره تا به ستاره ، و می رقصم .
* آبگیر بلند پیوسته بخار می کند .کدام ساحره می رود که برخیزد پیش روی غروب سفید؟ کدام شاخسارِ بنفش می رود که فرود آید .
* آن میان که سرمایه ی ملی می رود سرِ شادیِ های برادری، زنگی از آتشِ پشتِ گُلی می زند در ابرها .
*
با طعم خوش آیندی از مرکب چین ، گردی سیاه می بارد ، نرم ، روی بیدارخابی ام .- شعله ی جار را پایین می کشم ،میانِ بسترم می افتم ، و ، برگشته رو به تاریکی ، می بینمتان ،دختران من ! بانوان من !