بيژن الهی
برای پرويز اسلامپور ـ بهار 50
آخر باد را يکی
(مادری انگار) بر سرم
میايستاند: بامی
که وقفه میدهد شيرين
به قاصدکهايی همواره
از گمشدگانی ديگر
به گمشدگانی ديگر.
از افق آغاز کرده را بگو
به کجا رود، به کجا...
ای مبتدای منظر چشم
سدرةالمنتها.
.نشرالکترونیکی سه پنج.
رن/فریدریش هلدرلین/بیژن الهی
..به یادبعدازظهرهای آفتاب..
..پسرمسخره ی پیکاسوهستم..