
مدتی ست که این وبلاگ را می زنم سر،یا اومی آید به چشم هایم والواح شیشه ایی من،اوتلاش می کندصدای متفاوتی را به گوش مخاطبانش برساند که به معنی دقیق کلمه صدای متفاوت است.آخرین کاری که باریختن ذهنش درچشم ها،دست هاش داشته کتاب ساحت جوانی ست ازهانری میشو به ترجمه بیژن الهی.
" نام فعليي اين دفتر، "ساحت جوّاني"، ترجمهي دقيقيست از “L’espace du dedans”، گزينهي مفصلي كه ماخذ گزينهي كوچك فعلي بودهست. "جوْاني" يعني درونِ شيء و "برّاني" يعني برونِ شيء. در حديثي از سلمان فارسي ميخوانيم: "انّ لكلّ امرا جوّانيا و برّانيا"، يعني هر امري را باطنيست و ظاهري، يا سرّي و علا نيهيي. اين هردو اصطلاح – كه اسمند،نه صفت – بعدها بخصوص در حوزهي كيمياگري فراوان بهكار رفتهاند. با اين همه، "ساحت" را، نه به معناي فضا، كه به معناي بُعد توان گرفت و "جوّاني" را هم، به اشتباه، صفتي از قبيل روحاني و نفساني ( Dimension atmosphérigue ) ! ولي باز چه باك كه اين "ساحتِ جوّاني"، همزمان، به هر دو معنا باشد ؟ - كه هر دو برازندهي شعر ميشوست."